❤OFFICIAL PaN paN❤

کامپیوترها در رفتار انسانی

بررسی کلاس های پنهان کاربران تلفن هوشمند: روابط با آسیب شناسی روانی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند

 

چکیده

درباره ی اینکه چگونه افراد از تلفن های هوشمند خود استفاده می کنند، و اینکه آیا الگوهای استفاده به آسیب شناسی روانی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط هستند یا خیر، اطلاعات چندانی در دست نیست. ما از 296 دانشجو نمونه گیری کردیم، و برای ارزیابی فراوانی استفاده از ویژگی های مختلف تلفن هوشمند، و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند، بر مقیاس های خود گزارش دهی نظارت کردیم. ما همچنین ساختارهای آسیب شناسی روانی (کمبودهای تفکر ژرف اندیشانه و تنظیم احساسات) و جمعیت شناسی (سن و جنس) را به عنوان متغیرهای کمکی بالقوه از الگوهای استفاده از تلفن هوشمند ارزیابی کردیم. ما با استفاده از تجزیه و تحلیل کلاس پنهان، دو کلاس مجزای استفاده از ویژگی تلفن هوشمند، که یک کلاس به ویژه نشان دهنده ی استفاده ی شدید (به ویژه استفاده از شبکه های اجتماعی، سرگرمی صوتی و تصویری، و عکس برداری و فیلم برداری)، و کلاس دیگر شامل استفاده ی کم (به ویژه استفاده از شبکه های اجتماعی، سرگرمی صوتی و عکس برداری و عکس برداری) می باشد، را شناسایی کردیم. سطوح بالاتر تفکر، و سطوح بالاتر ارزیابی مجدد شناختی به عنوان استراتژی تنظیم احساسات، به کلاس استفاده ی شدید مرتبط بودند. کلاس استفاده ی شدید در خصوص تمام متغیرهای نتیجه ی استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند نمره ی بالاتری کسب کرد. نتایج به درک ماهیت و رابطه ی الگوهای استفاده از تلفن هوشمند با آسیب شناسی روانی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند کمک می کنند.

 

کلمات کلیدی: استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند، تجزیه و تحلیل های کلاس پنهان، تفکر، تنظیم احساسات

 

1. مقدمه

علی رغم مزایای بهره وری استفاده از تلفن هوشمند، استفاده ی بیش از حد از آن به یک نگرانی در جامعه ی مدرن تبدیل شده است. "استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند" شامل استفاده ی بیش از حد از تلفن هوشمند همراه با علائم مربوطه که در اختلالات مصرف مواد و اعتیادآور مشاهده شده ، مانند مداخله ی اجتماعی یا کاری، و علائم عقب نشینی به هنگام ناتوانی در خصوص استفاده از تلفن خود می باشد (بیلیوکس، موراگ، لوپز-فرناندز، کوس و گریفیث، 2015a). استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند با پیامدهای مغایر مانند رانندگی آشفته (کوزولینو، برک، مولر، آربوگاس و آپرمن، 2014)، مشکلات سلامت جسمی مانند درد عضلانی-اسکلتی (زی، ستو، دای و مادلین، 2016؛ INal، DemIrcI، ÇetIntürk، Akgonül و Savas، 2015)، مشکلات آموزشی (سماحه و حاوی، 2016؛ سئو، پارک، کیم و پارک، 2016) و مشکلات سلامت روانی (بررسی شده در الهای، دوراک، لوین و هال، 2017a) مرتبط است. با این حال، در خصوص ناهمگنی روش هایی که در آن افراد از تلفن های هوشمند خود استفاده می کنند، و اینکه چگونه چنین عدم تجانسی به گونه ای متفاوت به استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط است، اطلاعات چندانی در دست نیست.

آسیب شناسی روانی با استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط است. در مقاله ی اخیر، الهای و همکاران (2017a) متغیرهای آسیب شناسی روانی را که به طور بسیار گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته بودند به خاطر روابط آن با استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به طور سیستماتیک بررسی کردند: افسردگی، اضطراب، استرس، و عزت نفس کم. نویسندگان متوجه شدند که شدت افسردگی و اضطراب، وابستگی های متوسط و کم (به ترتیب) به میزان استفاده از تلفن هوشمند و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را نشان داد. با این حال، اندازه های تأثیر اضطراب به طور متوسط کم بودند، و شدت افسردگی گاهی اوقات کم اهمیت بود یا به شدت به استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط بود (آگنر و هکر، 2012؛ الهای، لوین، دوراک، هال، 2016، 2017c؛ جی.کیم، سئو و دیوید، 2015). مطالعه ی ساختارهای آسیب شناسی روانی معاصر تر ممکن است به درک آنچه به استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند وا می دارد، کمک کند.

برخی از ساختارهای آسیب شناسی روانی معاصر که در پژوهش آسیب شناسی روانی اخیر بیش از پیش مهم شده اند "فراتشخیصی" هستند- یعنی، آن ساختارهایی که از اختلالات روانی متعددی عبور می کنند. چنین ساختارهایی نقش قابل توجهی در توسعه و حفظ اختلالات روانی (منسل، هارول، واتکینز و شفران، 2008) ایفا می کنند، و همچنین اهداف بالینی در مداخلات روان شناسی در سراسر اختلالات روانی مختلف هستند (هافن، سایر، فنگ و اسنانی، 2012). دو ساختار مهم فراتشخیصی تنظیم احساسات و تفکر می باشند.

تنظیم احساسات فرآیندی است که افراد به واسطه ی آن احساسات خود را برای انطباق با محیط خود تنظیم می کنند. تنظیم احساسات قابل انطباق شامل دو فرآیند مجزا می باشد- ارزیابی مجدد شناختی بالاتر، و سرکوب کمتر گویا (گراس، 1998).ارزیابی مجدد شناختی شامل تفسیر مجدد محرک های احساسی منفی به شیوه ای غیر احساسی و شناختی می باشد، درحالیکه سرکوب گویا شامل مهار احساسات منفی می باشد (تال و آلدائو، 2015). الهای و همکاران (2016) در یک نمونه ی جامعه دریافتند که سرکوب گویا به سطوح بالاتر استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط بود، و ارزیابی مجدد شناختی به فراوانی استفاده از تلفن هوشمند مرتبط بود.

ساختار فراتشخیصی دیگر، تفکر، یک روش ناسازگار تنظیم احساسات منفی به واسطه ی تأکید بیش از حد افکار منفی خود شخص، به جای مشارکت در پردازش احساسات منفی می باشد (منین و فرسکو، 2013). تفکر به انواع متعدد آسیب شناسی روانی بسیار مرتبط می باشد (آلدائو، نولن-هوکسما و شوایتزر، 2010). تفکر برای کمک به استفاده ی مشکل ساز از اینترنت مفهوم سازی شده است (دیویس، 2001). نهایتا، الهای، تیامیو و ویکز (در دست چاپ) در یک نمونه ی دانشجو متوجه شدند که پس از تنظیم سن، جنس و دیگر متغیرهای آسیب شناسی روانی، تفکر به افزایش استفاده از تلفن هوشمند و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط بود.

علاقه ی ما، بررسی انواع استفاده از تلفن هوشمند و ارتباط های آنها با آسیب شناسی روانی در سطح جزئی تری، بر اساس ویژگی های خاص استفاده از تلفن هوشمند بود. یک روش چنین تجزیه و تحلیل جزئی، کشف تجربی زیرگروه های شرکت کنندگان تحقیق بر اساس الگوهای گزارش شده ی آنها از استفاده از تلفن هوشمند، از طریق مدل سازی ترکیبی می باشد. مدل سازی ترکیبی، یک روش آماری برای آشکارسازی تجربی عدم تجانس در میان نمونه ای از شرکت کنندگان بر اساس مجموعه ای از متغیرهای مشاهده شده می باشد (Masyn، 2013؛ مک لاکلان و پیل، 2000). یک نوع مدل ترکیبی، تجزیه و تحلیل کلاس پنهان می باشد، که شامل بررسی متغیرهای مقطعی، ترتیبی/دسته ای برای زیرگروه های مجزای افراد بر اساس پاسخ های آنها می باشد (موتن، 2008). 

مقاله ی سابقی از مدل سازی ترکیبی برای مطالعه ی الگوهای استفاده از تلفن هوشمند استفاده کرد. همکا، باومن، دی رووِر و کرایسن (2014) یک نمونه جامعه ای از بزرگسالان را به کار گرفتند و در خصوص انواع استفاده از تلفن هوشمند پرس و جو کردند (البته بدون ارزیابی آسیب شناسی روانی یا استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند). نویسندگان شش کلاس پنهان کاربران تلفن هوشمند را یافتند a) کاربران بسیار کم از تلفن هوشمند، b) کاربران اساسی با استفاده ی محدود از برنامه های کاربردی تلفن هوشمند، c) کاربران متوسط با میزان متعادلی از استفاده از برنامه های کاربردی و وب، d) جستجوگران اطلاعات با میزان زیادی از جستجو در وب، اما با استفاده ی کمی از برنامه های کاربردی، e) کاربرانی با استفاده ی گسترده از برنامه های کاربردی، و f) کاربران زیاد استفاده کننده از برنامه های وب ولی با استفاده ی کمی از برنامه های کاربردی نصب شده. با این حال، نویسندگان ساختارهای آسیب شناسی روانی معاصر را به عنوان متغیرهای پیش بینی کننده بررسی نکردند، و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را نیز در تجزیه و تحلیل ها نگنجاندند.

1.1. نظریه

چندین دلیل و انگیزه برای استفاده از تلفن هوشمند وجود دارد. برخی دلایل شامل افزایش بهره وری (به عنوان مثال با یادآوری کننده ها و برنامه ریزی)، جستجوی اطلاعات (به عنوان مثال جستجوی وب و مرور اخبار)، شبکه های اجتماعی، تفریح (به عنوان مثال موسیقی)، سرگرمی (به عنوان مثال فیلم ها)، غرامت پولی (به عنوان مثال یافتن معاملات مصرف کننده)، و بهبود وضعیت شخصی می شوند (دیر، چن و نیمینن، 2015؛ ون دورسن، بوله، هگنر و کومرس، 2015). به علاوه، چندین عامل بر پذیرش و استفاده از تلفن هوشمند تأثیر می گذارند، از جمله برداشت هایی از ارزش، و کیفیت با ابعاد زیر: عملکرد/سیستم، استفاده و دسترسی، محتوا، خدمات، و تجربه (شین، 2015؛ شین، شین، چو و بئوم، 2011). نظریه ی استفاده و رضایت مندی یک نظریه ی ارتباطات جمعی با هدف بیان انگیزه ها برای مصرف رسانه های جمعی (بلاملر، 1979) می باشد، که برای بیان استفاده از ویژگی های خاص تلفن هوشمند اقتباس شد (Grellhesl، پانیانانت-کارتر، 2012؛ وی و لو، 2014). نظریه ی استفاده و رضایت مندی بر این فرض است که تفاوت های میان افراد آنها را به داشتن نیازهای عاطفی ویژه به جهت رضایت مندی وا می دارند، و چنین نیازهایی بر انتخاب های آنها در مصرف رسانه های اجتماعی تأثیر می گذارند. ویژگی های زمینه ای مانند جنس زن، و همچنین ساختارهای روانی مانند افسردگی، اضطراب، احساس منفی، تمایل به ملالت، و فعال سازی رفتاری در مطالعات در خصوص نظریه ی استفاده و رضایت مندی در بیان افزایش استفاده از تلفن هوشمند مورد تأیید قرار گرفته اند (دیر و همکاران، 2015؛ الهای، لوین، دوراک و هال، 2017c؛ الهای، وسکز، لوست گاردن، لوین و هال، در دست چاپ؛ Grellhesl و پانیانانت-کارتر، 2012؛ پارک، کیم، شون و شیم، 2013؛ وولنیه ویچ، تیامیو، ویکز و الهای، در دست چاپ).

یک طبقه بندی از کاربردهای اینترنت که به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته شامل تمایز بین کاربرد اجتماعی در مقابل استفاده ی فرآیندی (یعنی غیر اجتماعی) می باشد (سانگ، لاروس، استین و لین، 2004)، یک طبقه بندی نیز در مطالب کاربرد تلفن هوشمند مورد استفاده قرار گرفت (الهای و همکاران، 2017c؛ ون دورسن و همکاران، 2015). در خصوص اینکه آیا این انواع گسترده ی استفاده از تلفن هوشمند به گونه ای متفاوت با سطوح نظریه ی استفاده و رضایت مندی مرتبط هستند، نتایج ترکیبی یافت شده اند. برخی مطالعات دریافتند که نظریه ی استفاده و رضایت مندی بیشتر به کاربرد اجتماعی مرتبط بود (لی، چانگ، لین و چنگ، 2014؛ لوپز-فرناندز، هونروبیا-سرانو، فریشا-بلانچارت و گیبسون، 2014؛ ژیتومیرسکی-ژفت، بلائو، 2016)، درحالیکه مطالعات دیگر کاربرد غیر اجتماعی را اثبات کردند (الهای، هال، لوین و دوراک، 2017b؛ الهای و همکاران، 2017c؛ ون دورسون و همکاران، 2015).

یک نظریه ی دیگر، نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی (Kardefelt-وینتر، 2014)، می تواند به عنوان توسعه ی نظریه ی استفاده و رضایت مندی در نظر گرفته شود. نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی در نظر دارد که افراد اقدام به کاهش احساسات منفی خود با استفاده از فناوری (یا استفاده ی بیش از حد) می کنند. بنابراین در نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی، احساسات منفی (یک متغیر تفاوت فردی) می توانند به عنوان پیش آیند برای استفاده از فناوری (به عنوان مثال تلفن هوشمند) در نظر گرفته شوند. و افزایش یا استفاده ی مفرط از فناوری به عنوان رفتار اجباری مورد هدف تنظیم احساسات منفی در نظر گرفته می شود. بنابراین مطالعات متعددی تاکنون نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی را به جهت توضیح نظریه ی استفاده و رضایت مندی اثبات کرده اند (الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ؛ لانگ و همکاران، 2016؛ وانگ، وانگ، گسکین و وانگ، 2015؛ وولنیه ویچ و همکاران، در دست چاپ؛ ژیتومیرسکی-ژفت و بلائو، 2016).

بنابراین در نظریه ی استفاده و رضایت مندی و نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی، آسیب شناسی روانی می تواند به عنوان افزایش انگیزه و استفاده ی مفرط از تلفن هوشمند مفهوم سازی شود. و چنین افزایشی در استفاده می تواند به عنوان یک استراتژی برای اجبار و برای تنظیم آسیب شناسی روانی مفهوم سازی شود.

 

1.2.مدل تحقیق

مطالعات قبلی از مدل های تحقیقی استفاده کرده اند که با نظریات استفاده و رضایت مندی و استفاده از اینترنت جبرانی به جهت توضیح نظریه ی استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند تناسب دارند. چنین مدل هایی از متغیرهای جمعیت شناسی و آسیب شناسی روانی برای توضیح افزایش فراوانی استفاده از تلفن هوشمند استفاده کرده اند. به نوبه ی خود، فراوانی تلفن هوشمند برای توضیح نظریه ی استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مدل سازی شده است، زیرا افزایش استفاده برای برگرداندن به استفاده ی مشکل ساز مفهوم سازی شده است (اولاسویرتا، راتنبری، ما و رایتا، 2012؛ ون دورسن و همکاران، 2015). چنین مدل های یکپارچه ای از جمعیت شناسی ها، آسیب شناسی روانی، فراوانی استفاده از تلفن هوشمند و استفاده ی مشکل ساز سنجش شده اند و در مقالات اخیر اثبات شده اند (الهای و همکاران، 2017c؛ الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ؛ جی.کیم و همکاران، 2015؛ جی.-اچ.کیم، 2017؛ ون دورسن و همکاران، 2015).

ما در مقاله ی کنونی از مدل مشابهی، هرچند با روش های آماری متفاوت، استفاده کردیم (شکل 1 را مشاهده کنید). ما با تجزیه و تحلیل کلاس پنهان، به جهت آشکار سازی زیرگروه های پنهان افراد بر اساس فراوانی گزارش شده ی آنها از استفاده از ویژگی های مختلف تلفن هوشمند، فراوانی استفاده از تلفن هوشمند را سنجیدیم. ما متغیرهای جمعیت شناسی مبدأیی تجزیه و تحلیل کلاس پنهان استفاده از تلفن هوشمند، از جمله سن و جنس، را مدل سازی کردیم. افراد کم سن و سال تر در مقایسه با افراد مسن تر در استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند مشارکت می کنند (لو و همکاران، 2011؛ ون دورسن و همکاران، 2015). علاوه بر این زنان با فراوانی بیشتری نسبت به مردان از تلفن های هوشمند استفاده می کنند (جئونگ، کیم، یام و هانگ، 2016؛ وانگ و همکاران، 2015). ما همچنین متغیر های مبدایی مرتبط به آسیب شناسی روانی از تجزیه و تحلیل کلاس پنهان استفاده از تلفن هوشمند، از جمله کمبودهای تنظیم احساسات و تفکر را در بر گرفتیم. نهایتا، ما استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را با استفاده از چندین خرده مقیاس استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به عنوان متغیرهای وابسته و مرتبط به تجزیه و تحلیل کلاس پنهان استفاده از تلفن هوشمند مدل سازی کردیم.

شکل 1. مدل ساختاری متغیر های جمعیت شناسی و آسیب شناسی روانی، تجزیه و تحلیل کلاس پنهان، و نتایج استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند.

 

1.3.فرضیه ها

ما چند فرضیه بر اساس نظریه و یافته های تجربی قبلی را مطرح کردیم.

1) سطوح بالاتر تفکر با کلاس (های) استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند که در تجزیه و تحلیل کلاس پنهان آشکار شدند، مرتبط خواهند بود.

تفکر به عنوان یک استراتژی مقابله ی ناهنجار برای پردازش احساسات مفهوم سازی شده است (منین و فرسکو، 2013). به این ترتیب، تفکر می تواند به عنوان یک متغیر تفاوت فردی در نظریه ی استفاده و رضایت مندی تلقی شود (بلاملر، 1979)، و یک ساختار پیشین آسیب شناسی روانی برای استفاده ی بیش از حد از اینترنت در نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی (Kardefelt-وینتر، 2014)، که افزایش استفاده از تلفن هوشمند برای آن رفتار جبرانی تبعی خواهد بود. تفکر، روابط با افزایش استفاده از تلفن هوشمند پس از انطباق با سن، جنس، و دیگر متغیرهای آسیب شناسی روانی را نشان داده است (الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ).

2) سطوح بالاتر مهار گویا، و سطوح پایین تر ارزیابی مجدد شناختی (جنبه های تنظیم احساسات)، با کلاس (های) استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند مرتبط خواهند بود.

استفاده از مهار بیشتر و ارزیابی مجدد کمتر در پردازش تنظیم احساسات منفی ناهنجار تلقی می شود (گراس، 1998). بنابراین، افزایش مهار و کاهش ارزیابی مجدد می توانند به عنوان متغیرهای تفاوت فردی درون نظریه ی استفاده و رضایت مندی تلقی شوند، و ساختارهای پیشین آسیب شناسی روانی درون نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی، که افزایش استفاده از تلفن هوشمند برای آن یک رفتار جبرانی است. الهای و همکاران (2016) در یک نمونه جامعه دریافتند که مهار گویا به استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند و روابط واسط میان افسردگی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط بود. الهای و همکاران (2016) همچنین دریافتند که ارزیابی مجدد بیشتر به افزایش استفاده از تلفن هوشمند مرتبط بود، هرچند با نظریه متناقض است. نهایتا، کمبودهای تنظیم احساسات به استفاده ی مشکل ساز از رسانه های اجتماعی مرتبط بوده اند (هورمس، کرنز و تیمکو، 2014).

3) کلاس (های) استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند رتبه های بالاتری در تمام خرده مقیاس های استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را نشان خواهند داد.

افزایش استفاده از تلفن هوشمند برای برانگیختن استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند (اولاسویرتا و همکاران، 2012؛ ون دورسن و همکاران، 2015)، که در مدل های متداول استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند آشکار است، مفهوم سازی شده است (الهای و همکاران، 2017c؛ الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ؛ جی.کیم و همکاران، 2015؛ جی-اچ.کیم، 2017؛ ون دورسن و همکاران، 2015). الهای و همکاران (2017b) در یک نمونه جامعه دریافتند که تمام خرده مقیاس های سنجش شده ی استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به افزایش استفاده ی اجتماعی از تلفن هوشمند یا استفاده ی پردازشی از تلفن هوشمند در تجزیه و تحلیل های دو متغیره مرتبط بودند؛ خرده مقیاس ها شامل اختلال عملکردی، هیجان ناشی از استفاده و استفاده ی مفرط از تلفن هوشمند در تجزیه و تحلیل های چند متغیره قابل توجه بودند.

 

2. روش

2.1.طرز عمل

ما 305 شرکت کننده را از منبع پژوهشی دانشجویان روانشناسی دانشگاه میدوسترن در سال 2016 به کار گرفتیم. شرکت کنندگان برای این مطالعه بر اساس بررسی آن در پورتال وب سیستم های سونای این دانشگاه برای مطالعات تحقیقاتی موجود ثبت نام کردند. ما در خصوص این مطالعه به عنوان یک نظرسنجی اینترنتی 20 تا 30 دقیقه ای در خصوص "استفاده از دستگاه های الکترونیکی، و احساسات شما" تبلیغ کردیم. ثبت نام برای این مطالعه شرکت کنندگان را به سوی یک بیانیه ی آنلاین رضایت مندی و نظرسنجی در وب حرکت داد. ما دو شرکت کننده را به خاطر نمایانگر نبودن جنسیت (متغیر کمکی) از این مطالعه حذف کردیم، و هفت شرکت کننده را به خاطر نداشتن بیش از نیمی از موارد موجود در حداقل یک پرسشنامه ی به کار رفته در تجزیه و تحلیل ها از این مطالعه حذف کردیم. 296 شرکت کننده ی حاصل به عنوان نمونه ی مؤثر به کار گرفته شدند.

 

2.2.شرکت کنندگان

در نمونه ی 296 شرکت کننده، سن متوسط 19.44 (انحراف معیار=2.16) بود. اکثر شرکت کنندگان خانم بودند (تعداد=227، 76.7%). اکثریت به عنوان قفقازی (تعداد=234، 79.3%) شناسایی شدند، با برخی نمایندگانی از اقوام آفریقایی-آمریکایی (تعداد=34، 11.5%)، اقوام هیسپانیک/لاتین (تعداد=14، 4.7%)، و اقوام آسیایی-آمریکایی (تعداد=12، 4.1%) (تأییدها متقابلا منحصر به فرد نبودند). اکثر شرکت کنندگان دانشجویان سال اول (تعداد=137، 49.7%) یا دانشجویان سال دوم (تعداد=98، 33.1%) بودند. وقت کاری آنها عمدتا پاره وقت (تعداد=147، 49.7%) بود، با برخی شرکت کنندگانی که به طور تمام وقت (تعداد=19، 6.4%) مشغول به کار بودند.

 

2.3.معیارهای سنجش

2.3.1.جمعیت شناسی

ما در خصوص چنین ویژگی های جمعیت شناسی مانند سن، جنس، قومیت و شغل پرس و جو کردیم.

2.3.2.استفاده از تلفن هوشمند

ما از مقیاس سنجش کننده ی فراوانی 11 نوع ویژگی تلفن هوشمند که توسط الهای و همکاران (2016) توسعه داده شد، استفاده کردیم. ما از مقیاس لیکرت برای مواردی، گستره ای از "1=هرگز" تا 6=اغلب"، استفاده کردیم. ویژگی های سؤال شده شامل این موارد بودند "تماس های صوتی/تصویری (ارسال و دریافت)"، " پیام متنی/فوری (ارسال و دریافت)"، "ایمیل (ارسال و دریافت)"، سایت های شبکه ی اجتماعی"، "اینترنت/وب سایت ها"، "موسیقی/پادکست/رادیو"، "بازی ها"، "عکس برداری یا فیلم برداری"،"تماشای ویدئو/تلویزیون/فیلم ها"، "خواندن کتاب ها/مجلات"، و "نقشه ها/راهیابی". الهای و همکاران (2016) این مقیاس را به جهت قابل اعتماد بودن، و با ارتباط های متوسط با مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند کون و همکاران (2013) کشف کردند. همسانی درونی در نمونه ی حاضر 0.76 بود.

 

2.3.3.مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند

ما از مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند کون و همکاران (2013) استفاده کردیم که شدت استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را می سنجد. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند 33 مورد در گستره ای از "1=بسیار مخالفم" تا "6=بسیار موافقم" دارد. آن دارای شش خرده مقیاس از جمله "اختلال در زندگی روزانه"، "پیش بینی مثبت"، "عقب نشینی"، "روابط فضای مجازی گرا"، "استفاده ی بیش از حد"، و "تحمل" می باشد. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند، قابلیت اطمینان، و اعتبار همگرا در برابر دیگر مقیاس های سنجش کننده ی استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند و استفاده ی مشکل ساز از اینترنت را نشان داده است (Chotpitayasunondh و داگلاس، 2016؛ دمیرکی، اورهان، Demirdas، آکپینار و سرت، 2014؛ کون و همکاران، 2013). در نمونه ی حاضر، همسانی درونی برای مقیاس کل 0.93 بود، و گستره ای از 0.74 (اختلال در زندگی روزانه) تا 0.87 (پیش بینی مثبت) برای خرده مقیاس ها داشت.

 

2.3.4.مقیاس تنظیم احساسات

مقیاس تنظیم احساسات (گراس و جان، 2003) یک معیار خود گزارش دهنده ی 10 موردی از تنظیم احساسات، با خرده مقیاس های ارزیابی مجدد شناختی و مهار گویا می باشد. گزینه های پاسخ در گستره ای از "1=بسیار مخالفم" تا "7=بسیار موافقم" قرار دارند. مقیاس تنظیم احساسات قابلیت اطمینان خوبی را برای خرده مقیاس های خود، با اعتبار همگرا در مقابل معیارهای تفکر، مهار، اضطراب، استرس و مقابله نشان داده است (گراس و جان، 2003؛ اسپاپن، واترز، برومر، استوپا و باکز، 2014). همسانی درونی در نمونه ی حاضر برای ارزیابی مجدد شناختی 0.89 بود، و برای مهار گویا 0.75 بود.

 

2.3.5.پرسشنامه ی سبک ژر اندیشی

پرسشنامه ی سبک ژرف اندیشی (برینکر و دوزیس، 2009) یک معیار خودگزارش دهنده از ژرف اندیشی می باشد. آن شامل 20 مورد در خصوص مقیاس لیکرت در گستره ای از "1=اصلا من را توصیف نمی کند" تا "7=بسیار خوب من را توصیف می کند" می باشد. پرسشنامه ی سبک ژرف اندیشی قابلیت اطمینان، و اعتبار همگرا با مقیاس های مشابه را نشان داده است (برینکر و دوزیس، 2009؛ تنر، وون، هاسکینگ و مارتین، 2012). همسانی درونی در نمونه ی حاضر 0.95 بود.

 

2.4.تجزیه و تحلیل

مقادیر کمی از داده های ناموجود در سطح موردی برای این معیارها مشاهده شدند؛ حدودا 7% از این نمونه به میزان متوسط 1-2 مورد برای مقیاس ارائه شده نداشتند. ما از روش های برآورد احتمال حداکثری برای برآورد داده های ناموجود در سطح موردی استفاده کردیم (گراهام، 2009). پس از برآورد مقادیر ناموجود، ما پاسخ های موردی را برای استخراج نمرات مقیاس جمع کردیم.

ما از نسخه 8 Mplus برای برآورد تجزیه و تحلیل کلاس پنهان بر اساس پاسخ های ویژگی استفاده از تلفن هوشمند استفاده کردیم. این موارد بر اساس مقیاس ترتیبی هستند، و بنابراین ما آنها را به عنوان متغیرهای ترتیبی در تجزیه و تحلیل کلاس پنهان تلقی کردیم.ما تجزیه و تحلیل کلاس پنهان را با استفاده از احتمال حداکثری با خطاهای استاندارد قوی انجام دادیم (یوان و بنتلر، 2000). ما آزمون تنظیم شده ی مجذور کای نسبت احتمال لو-مندل-روبین را بررسی کردیم، جایی که مدلی با کلاس های K با مدلی با کلاس های K-1مقایسه شده است (نایلند، Asparouhov و موتن، 2007). اهمیت آماری در آزمون نسبت احتمال لو-مندل-روبین برای این مدل با یک کلاس بیشتر، تناسب بهتر برای آن مدل را نشان می دهد. ما همچنین معیار اطلاعات بیزی (معیار اطلاعات بیزی ؛ و نسخه ی تنظیم شده بر اساس اندازه ی نمونه ی آن، معیار اطلاعات بیزی تنظیم شده )، و آنتروپی (نشان دهنده ی کیفیت طبقه بندی صحیح) را بررسی کردیم (نایلند و همکاران، 2007). مدلی که حداقل ده نقطه پایین تر روی معیار اطلاعات بیزی/معیار اطلاعات بیزی تنظیم شده قرار دارد، مدل ترجیحی با شانس 150:1 می باشد (رفتری، 1995).

سپس ما سن، جنس و امتیازات مجموع برای ارزیابی مجدد شناختی، مهار گویا و تفکر را به عنوان متغیرهای کمکی از عضویت کلاس پنهان افزودیم. تجزیه و تحلیل رگرسیون لجستیک برای بازگشت متغیر کلاس پنهان در متغیر ها مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان متغیرهای وابسته ی دیستال از عضویت کلاس پنهان، ما خرده مقیاس های اعتیاد به تلفن هوشمند در خصوص متغیر تجزیه و تحلیل کلاس پنهان را بازگشت دادیم. با استفاده از این رویکرد مورد بحث دیگران (Asparouhov و موتن، 2014؛ لانزا، تن و بری، 2013)، ما از روش سه مرحله ای Mplus برای برآورد متغیر کلاس پنهان بر اساس احتمالات پسین استفاده کردیم، که بازگشت دهنده ی خرده مقیاس های اعتیاد به تلفن هوشمند بود درحالیکه طبقه بندی اشتباه از برآورد احتمال پسین در نظر گرفته می شد.

 

3. نتایج

3.1.آمار توصیفی

نمرات کلی تفکر به طور متوسط 91.61 بودند (انحراف معیار=23.73).مجموع نمرات تنظیم احساسات برای مهار گویا به طور متوسط 15.20 بود (انحراف معیار=5.26)، و برای ارزیابی مجدد شناختی 28.14 بود (انحراف معیار=7.26). مجموع نمرات استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند برای اختلال در زندگی روزانه به طور متوسط 12.32 بود (انحراف معیار=5.04)، برای پیش بینی مثبت 23.80 بود (انحراف معیار=7.42)، برای عقب نشینی 7.18 بود (انحراف معیار=6.19)، برای روابط فضای مجازی گرا 16.93 بود (انحراف معیار=5.81)، برای استفاده ی بیش از حد 14.87 بود (انحراف معیار=4.83)، و برای تحمل 8.43 بود (انحراف معیار=3.48).مجموع موارد فراوانی تلفن هوشمند به طور متوسط 48.25 بود (انحراف معیار=7.63). ماتریس همبستگی این نمرات مقیاس، همراه با سن و جنس، در جدول 1 نشان داده شده است. داده های فراوانی برای استفاده از ویژگی های تلفن هوشمند در جدول 2 یافت می شوند. ویژگی های غالبا تأیید شده ی تلفن هوشمند (به عنوان "اغلب") پیام متنی و فوری (74.7%)، شبکه های اجتماعی (64.9%)، اینترنت (58.8%)، موسیقی/پادکست/رادیو (50.7%)، و عکس برداری و فیلم برداری (40.9%) بودند.

 

3.2.نتایج اولیه ی تجزیه و تحلیل کلاس پنهان

جدول 3 نتایج تجزیه و تحلیل کلاس پنهان (بدون متغیر کمکی) را برای مدل هایی در گستره ای از کلاس های 1 تا 4 شرح می دهد. آزمون نسبت احتمال لو-مندل-روبین، عینی ترین این شاخص ها (نایلند و همکاران، 2007)، به لحاظ آماری پس از 2 کلاس قابل توجه نبود، که نشان دهنده ی این است که تناسب مدل با مدل های پیچیده تر بهبود پیدا نکرد. شواهد برای مدل 2 کلاس نیز به واسطه ی این مدل که دارای کمترین مقدار معیار اطلاعات بیزی می باشد، و به واسطه ی افت شدیدی در معیار اطلاعات بیزی تنظیم شده پس از مدل 1 کلاس، با تثبیت قابل توجهی پس از 2 کلاس، مورد تأیید قرار گرفت. آنتروپی 0.83 بود، و طبقه بندی صحیح برای کلاس 1 برابر با 96%، و برای کلاس 2 برابر با 95% بود.

شکل 2 کلاس های پنهان، و احتمالات تأیید رایج ترین طبقه ی استفاده ("اغلب") را برای هر نوع استفاده از تلفن هوشمند نشان می دهد. کلاس 1 برای نشان دادن کاربران ویژه ی استفاده کننده ی زیاد از شبکه های اجتماعی، سرگرمی گوش دادن و مشاهده کردن، عکس برداری و فیلم برداری به نظر می آید (کاربران استفاده کننده ی زیادی که نشان دار شده اند). کلاس 2 سر جمع شامل ویژگی استفاده ی بسیار کمتر از تلفن هوشمند، اما با استفاده ی کمتری که بیشتر به واسطه ی شبکه های اجتماعی، سرگرمی گوش دادن، و عکس برداری و فیلم برداری نشان داده شده، می شود (کاربران استفاده کننده ی کمی که نشان دار شده اند).

 

3.3.متغیر کمکی تجزیه و تحلیل کلاس پنهان و نتایج حاصل

همانطور که در شکل 3 نشان داده شده، تفکر و ارزیابی مجدد شناختی، متغیرهای کمکی مهم متغیر کلاس پنهان بودند. نسبت شانس برای تفکر 1.02 بود، که نشان دهنده ی این می باشد که هر افزایش یک نقطه برای مقیاس تفکر با افزایش احتمال 2 درصدی طبقه بندی شدن در کلاس 1 (کاربران زیاد استفاده کننده) همراه بود. نسبت شانس برای ارزیابی مجدد شناختی 1.05 بود، که نشان دهنده ی این است که هر افزایش نقطه برای ارزیابی مجدد شناختی با افزایش احتمال 5 درصدی از طبقه بندی شدن در کلاس 1 همراه بود. نه سن، جنس، و نه مهار گویا متغیرهای کمکی مهم بودند. دو کلاس پنهان در تمام مقیاس های حاصل از استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به طور قابل توجهی متفاوت بودند. همانطور که در جدول 4 تشریح شده، کلاس 1 در تمام مقیاس های استفادهی  مشکل ساز از تلفن هوشمند نمره ی بالاتری بدست آورد.

 

4. بحث

در این مطالعه، ما به طور تجربی گونه شناسی های استفاده از تلفن هوشمند را در نمونه ای از دانشجویان، با استفاده از مدل نظری با متغیرهای کمکی جمعیت شناسی و آسیب شناسی روانی، و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به عنوان نتیجه بررسی کردیم. ما اثباتی برای دو کلاس مجزای پنهان کاربران تلفن هوشمند بر اساس تأییدهای آنان از انواع استفاده از تلفن هوشمند، که با سطوح بالاتر هم تفکر و هم ارزیابی مجدد شناختی پیش بینی شده اند، یافتیم. این کلاس ها در زمینه ی خرده مقیاس های سنجش کننده ی استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به طور قابل توجهی متفاوت هستند.

مطالعات قبلی بسیار کمی نوع شناسی های استفاده از تلفن هوشمند را بررسی کرده اند. در مقابل مطالعات همکا و همکاران (2014) که در ابتدا ویژگی های پیام، وب سایت و شبکه های اجتماعی را بررسی کردند، مطالعه ی ما گستره ی وسیع تری از ویژگی های تلفن هوشمند را بررسی کرد-ما در مجموع 11 ویژگی را تجزیه و تحلیل کردیم. ما دو کلاس پنهان کاربران تلفن هوشمند را یافتیم، از جمله a) کاربران زیاد استفاده کننده، به ویژه از سایت های شبکه ی اجتماعی، سرگرمی صوتی و تصویری، و b) کاربران با استفاده ی کم، که استفاده ی کم آنها در ابتدا شامل سایت های شبکه ی اجتماعی، سرگرمی صوتی، و عکس برداری و فیلم برداری بود. بنابراین، مطالعه ی ما، عدم تجانس جایگذاری شده در میزان و انواع استفاده از تلفن هوشمند که با دو زیر گروه مجزای کاربران تلفن هوشمند توصیف شده، را تأیید می کند.

جدول 1

ماتریس همبستگی متغیرهای مطالعه

متغیر

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

1.سن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2.جنسیت

0.13-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3.تفکر

0.07-

0.21

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4.مهار

0.05

0.11-

0.15

 

 

 

 

 

 

 

 

5.ارزیابی مجدد

0.10-

0.06

0.07

0.24

 

 

 

 

 

 

 

6.فراوانی استفاده از تلفن هوشمند

0.20-

0.24

0.22

0.01

0.23

 

 

 

 

 

 

7.مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند اختلال در زندگی روزانه

0.06-

0.13

0.31

0.07

0.04-

0.17

 

 

 

 

 

8. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند پیش بینی مثبت

0.14-

0.09

0.23

0.14

0.14

0.26

0.38

 

 

 

 

9. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند عقب نشینی

0.11-

0.10

0.33

0.05

0.03

0.28

0.46

0.65

 

 

 

10. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند روابط فضای مجازی گرا

0.06-

0.15

0.23

0.24

0.10

0.28

0.39

0.58

0.61

 

 

11. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند استفاده ی بیش از حد

0.03

0.10

0.37

0.05

0.12

0.27

0.51

0.46

0.53

0.46

 

12. مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند تحمل

0.08-

0.14

0.28

0.20

0.14

0.24

0.55

0.46

0.49

0.52

0.56

p < .05; p < .01; p < .001.

جدول 2

ویژگی های استفاده از تلفن هوشمند

ویژگی تلفن هوشمند

"هرگز"

"به ندرت"

"گاهی"

"تاحدی اغلب"

"اغلب"

"غالبا"

تماس های صوتی/تصویری

8

29

52

74

72

61

پیام متنی/فوری

0

2

10

21

42

221

ایمیل

10

36

51

68

77

54

شبکه های اجتماعی

3

6

20

22

53

192

اینترنت

0

4

18

22

78

174

موسیقی/پادکست ها

5

10

24

42

65

150

بازی

28

98

70

36

34

30

تصاویر/فیلم

1

15

27

57

75

121

تماشای تلویزیون/فیلم ها

26

45

53

38

56

78

خواندن

81

87

61

36

15

16

نقشه ها/مسیریابی

6

27

67

78

68

50

تعداد=296.

 

 

جدول 3

مقایسه های مدل تجزیه و تحلیل کلاس پنهان.

# از کلاس ها

معیار اطلاعات بیزی

معیار اطلاعات بیزی تنظیم شده

آنتروفی

مقدار آزمون نسبت احتمال لو-مندل-روبین تنظیم شده

مقدار p

1

9550.90

9382.82

غیر قابل اجرا

غیر قابل اجرا

غیر قابل اجرا

2

9323.09

8983.75

0.83

533.19

<0.001

3

9426.45

8915.87

0.88

203.25

0.77

4

9576.52

8894.68

0.91

156.70

0.85

غیر قابل اجرا (غیر ممکن به جهت برآورد برای مدل یک کلاس).

 

شکل2.تجزیه و تحلیل کلاس پنهان.توجه.کلاس 1 (تعداد=156) با مجموعه خطوط دایره ای مشخص شده است. کلاس 2 (تعداد=140) با مجموعه ای از خطوط مثلثی مشخص شده است. محور Y احتمال تأیید بالاترین گزینه ی پاسخ ("غالبا") برای ویژگی ارائه شده ی تلفن هوشمند را نشان می دهد.

 

شکل3. مدل ساختاری متغیرهای کمکی جمعیت شناسی و آسیب شناسی روانی، تجزیه و تحلیل کلاس پنهان، و نتایج استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند: با برآوردهایی برای متغیرهای کمکی.توجه. برآوردهای نشان داده شده ضریب های (بتا) مسیر لجستیکی غیر استاندارد هستند.برآوردها برای متغیرهای (مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند) حاصل در جدول 4 نشان داده شده اند. p<0.05; p < .01; p < .001.

جدول 4

تفاوت های عضویت کلاس پنهان در خصوص متغیرهای حاصل.

مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند

کلاس 1 M

خطای استاندارد M

کلاس 2 M

خطای استاندارد M

مجذور کای

مقدار p

اختلال در زندگی روزانه

1308

0.43

1.45

0.42

6.75

0.01

پیش بینی مثبت

25.58

0.64

21.73

0.59

18.06

<0.001

عقب نشینی

18.69

0.55

15.44

0.46

18.79

<0.001

روابط فضای مجازی گرا

18.20

0.48

15.46

0.50

14.54

<0.001

استفاده ی بیش از حد

16.36

0.40

13.15

0.40

30.44

<0.001

تحمل

9.31

0.32

7.41

0.26

19.30

<0.001

 

ما برای فرضیه ی 1 اثبات یافتیم. سطوح بالاتر تفکر به کلاس استفاده ی زیادتر از تلفن هوشمند مرتبط بودند. این یافته به خوبی با نظریه ی استفاده و رضایت مندی تناسب دارد (بلاملر، 1979) با فرض اینکه متغیرهای تفاوت فردی مانند تفکر نوع خاصی از استفاده از رسانه-در این مورد، استفاده از تلفن هوشمند را بر می انگیزند. یافته ی ما همچنین با نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی (Kardefelt-وینتر، 2014) به خوبی تناسب دارد، که افزایش استفاده از تلفن هوشمند را به عنوان وسیله ی تعدیل احساسات منفی-در این مورد، ژرف نگری مفهوم سازی می کند. این یافته همچنین با تحقیقات اخیر تناسب دارد که این تحقیقات  نشان دهنده ی این هستند که تفکر با استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند مرتبط است، و همچنین با افزایش استفاده از تلفن هوشمند پس از تطبیق با سن، جنسیت، و دیگر متغیرهای آسیب شناسی روانی مرتبط است (افسردگی و اضطراب اجتماعی) (الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ). تفکر ممکن است استفاده از تلفن هوشمند یا استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند ، خصوصا در میان افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب، یا دارای مهارت های تنظیم احساسات ضعیف، را برانگیزد. یک مکانیزم ممکن برای این رابطه این است که تفکر در روابط میان فردی به واسطه ی جویا شدن اطمینان مجدد بیش از حد از طریق بررسی تلفن شخص برای اطلاعیه های دوستان ممکن است توصیف شود (بیلیوکس و همکاران، 2015b). به علاوه، افراد دارای اضطراب اجتماعی و کسانی که در خصوص تعامل اجتماعی تفکر می کنند ممکن است از تعامل اجتماعی شخصی اجتناب کنند، در عوض از تلفن های هوشمند خود یا رسانه های آنلاین دیگر به طور مفرط استفاده کنند (الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ؛ وولنیه ویچ و همکاران، در دست چاپ).

ما در یافتن اثبات برای فرضیه ی 2 ناموفق بودیم.در مقابل این فرضیه، مهار گویا با عضویت در کلاس استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند مرتبط نبود. همچنین در مقابل فرضیه ی 2، سطوح بالاتر ارزیابی مجدد شناختی با عضویت در کلاس استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند مرتبط بودند. به دلیل اینکه ارزیابی مجدد شناختی یک شکل تطبیقی از تنظیم احساسات می باشد (گراس، 1998)، بر اساس نظریه ی استفاده و رضایت مندی و نظریه ی استفاده از اینترنت جبرانی، ما انتظار داریم که سطوح پایین تر ارزیابی مجدد شناختی با کلاس کاربران زیاد استفاده کننده مرتبط باشند. با این حال، این مسئله در یافته های ما اثبات نشده بود. با این حال، این یافته ها به موازات یافته های الهای و همکاران (2016) می باشند که آنها داده هایی در خصوص تنظیم احساسات، استفاده از تلفن هوشمند و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند، را با استفاده از یک نمونه جامعه تجزیه و تحلیل کردند. ما باید توجه داشته باشیم که مطالعه ی حاضر، و همچنین پژوهش الهای و همکاران (2016)، داده های مقطعی را به کار بردند، و بنابراین علیت نمی تواند به درستی ارزیابی شود. یک کاربر زیاد استفاده کننده بودن در نتیجه می تواند افراد را وادار به ارزیابی مجدد شناختی استفاده ی مفرط از تلفن هوشمند به عنوان چیزی غیر از اتلاف وقت کند. طرح های معیارهای طولی یا مکرر می توانند به تعیین ماهیت این ارتباط کمک کنند.

ما اثباتی برای فرضیه ی 3 یافتیم. کلاس استفاده ی بیشتر از تلفن هوشمند در تمام خرده مقیاس های استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند نمره ی بالاتری کسب کرد. این یافته با مدل های نظری موجود از استفاده ی مشکل ساز ازتلفن هوشمند تناسب دارد، به موجب آن افزایش استفاده و استفاده ی همیشگی از تلفن هوشمند به ویژه به جهت رشد استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند، مفهوم سازی شده است (اولاسویرتا و همکاران، 2012؛ ون دورسن و همکاران، 2015). این مدل همچنین با مدل های معادله ی ساختاری که اثبات کننده ی افزایش استفاده از تلفن هوشمند به عنوان روابط میانجی میان آسیب شناسی روانی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند می باشند، تناسب دارد (الهای و همکاران، 2017c؛ الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ؛ جی.کیم و همکاران، 2015؛ ون دورسن و همکاران، 2015). بنابراین، در اقدام به درک ساختار استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند، مهم است بدانیم که چند نوع آسیب شناسی روانی می تواند منجر به افزایش استفاده یا استفاده ی همیشگی از تلفن هوشمند، به عنوان وسیله ی تنظیم احساسات منفی با چنین استفاده ای از فناوری، شود. و به نوبه ی خود، استفاده ی همیشگی و افزایش استفاده از تلفن هوشمند می توانند استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را رشد دهند، که باعث اختلال در چنین زمینه هایی مانند مدرسه، محل کار یا تعامل اجتماعی می شوند. بنابراین، آسیب شناسی روانی ممکن است یک عامل خطر برای استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند باشد، درحالیکه استفاده ی همیشگی/افزایش استفاده از تلفن هوشمند ممکن است یک مکانیزم مهم باشد که می تواند رابطه ی آسیب شناسی روانی-استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را تقویت کند. 

در حقیقت، پژوهش اخیر یافته های مهم و جدیدی در خصوص درک روابط میان آسیب شناسی روانی، افزایش استفاده از تلفن هوشمند، و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را آشکار کرده است. تا همین اواخر، اکثر مطالعات مربوطه تنها سطوح افسردگی، اضطراب، یا عزت نفس پایین به عنوان انواع آسیب شناسی روانی مرتبط با استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را بررسی کردند (بررسی شده در پژوهش الهای و همکاران، 2017a). مطالعات به تازگی منتشر شده انواع بیشتر آسیب شناسی روانی مرتبط با استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را بررسی کرده اند و اثباتی برای آنها یافته اند، از جمله اختلال استرس پس از سانحه (کانترکتور، فرانکفورت، وایس و الهای، 2017)، تفکر (الهای، تیامیو و ویکز، در دست چاپ)، اختلال در تنظیم احساسات (الهای و همکاران، 2016)، خود تنظیمی (Gokçearslan، مومجو، Has¸laman و Çevik، 2016)، مستعد خستگی (الهای، واسکز و همکاران، در دست چاپ)، فعال سازی رفتاری (الهای و همکاران، 2016؛ وای.؛کیم و همکاران، 2016) و ترس از ارزیابی اجتماعی (وولنیه ویچ و همکاران، در دست چاپ). بسیاری از این مطالعات جدید فراوانی استفاده از تلفن هوشمند را به عنوان یک متغیر میانجی بین آسیب شناسی روانی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند بررسی کرده اند و اثباتی برای آن یافته اند. این روند در پژوهش های اخیر که انواع آسیب شناسی روانی بررسی شده در ارتباط با استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را توسعه می دهند، به منظور درک بهتر استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به عنوان یک ساختار، ترغیب کننده است.

مطالعه ی حاضر دارای چند محدودیت است.ابتدا، داده های جمع آوری شده مقطعی بودند، بنابراین علیت بین متغیرها نمی تواند تعیین شود. پژوهش های بعدی از معیارهای مکرر یا تجزیه و تحلیل طولی به جهت یافتن ارتباط های میان آسیب شناسی روانی، استفاده از تلفن هوشمند و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند-نوعی از طراحی که به ندرت با چند استثنا در ادبیات به کار رفته-سود می برند (یون، 2016؛ لو، Katoh، چن، ناگاتا و کیتامورا، 2014؛ تومی، Ha€renstam و هاگبرگ، 2011). مطالعات همچنین از استفاده از داده های جمع آوری شده ی عینی تلفن هوشمند در ارتباط با متغیرهای آسیب شناسی روانی سود می برند (الهای، تیامیو، ویکز و همکاران، در دست چاپ؛ Faurholt-جپسن و همکاران، 2016)، زیرا استفاده ی خود گزارش دهنده از تلفن هوشمند در زمانی که در برابر گزارش های عینی استفاده اعتبار سنجی شده ، کاملا دقیق نمی باشد (بویس و لینگ، 2013؛ کوبایاشی و بویس، 2012). نهایتا، وابستگی مطالعه ی حاضر به نمونه دانشجو نیز یک محدودیت می باشد.

با این حال، این مطالعه برای بررسی تجربی گونه شناسی استفاده از تلفن هوشمند ، و همچنین ادغام ارتباط های درون تجزیه و تحلیل از آسیب شناسی روانی و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند، یکی از اولین مطالعات می باشد. یافته های ما نیاز به در نظر گرفتن عدم تجانس جای گذاری شده در میزان و انواع استفاده از تلفن هوشمند در پژوهش های آینده را نشان می دهند. به لحاظ بالینی، مهم است که مهارت های تنظیم احساسات و استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند را به عنوان اهداف مداخله برای آنهایی در نظر بگیریم که با استفاده ی زیاد از تلفن هوشمند (به ویژه شبکه های اجتماعی و کاربردهای مرتبط با سرگرمی) نشان داده می شوند. پژوهش های بعدی به جهت به دست آوردن نوع شناسی های ظریف تر استفاده از تلفن هوشمند، می توانند یک سؤال پژوهشی مشابه را با استفاده از ارزیابی های لحظه ای و مربوط به زمان واقعی بررسی کنند.

در نتیجه، الگوهای متمایز کاربرد ممکن است توصیف کنند که چگونه افراد از ویژگی های تلفن های هوشمند خود استفاده کنند. الگوی چنین کاربردی از تلفن هوشمند ممکن است به انواع ویژه ای از آسیب شناسی روانی، مانند سبک ژرف نگری، مرتبط باشد. این الگوی استفاده همچنین مرتبط به چند بعد از استفاده ی مشکل ساز از تلفن هوشمند به نظر می رسد.

6

 

شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۸ | 18:7 | panpan |